کتاب حاضر یک کتاب پایه برای مقاصد آموزشی در دانشگاه ها است. در تدوین مطالب آن، کوشش شده مفاهیم پایهای مربوط به گردشگری و گذران اوقات فراغت، به شکل صحیح و علمی بیان شوند. از آشنایی جامعه دانشگاهی ایران با مقوله گردشگری و اوقات فراغت، زمان چندانی نمی گذرد. هر چند که درک عمومی از سیاحت و جهانگردی نسبتا قدیمی است، لیکن آموزش گردشگری، به عنوان یک فعالیت در ایران عملا با تأسیس دانشکده جهانگردی و خدمات هتلداری در سال ۱۳۵۰ آغاز شد. در این دانشکده بود که گردشگری و هتلداری، هم به عنوان یک فعالیت و هم یک علم آموزش داده می شد.
منابع مربوط به گردشگری و اوقات فراغت را می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول منابعی هستند، که گردشگری و فراغت را به عنوان یک فعالیت در نظر گرفته و از دیدگاه حرفه ای آن را معرفی کرده اند. بسیاری از منابع موجود در ایران، چه تألیف و چه ترجمه بیشتر از این منظر به گردشگری و فراغت پرداخته اند، اما گروه دوم منابعی هستند که گردشگری و فراغت را به عنوان یک علم و با ماهیت علمی آن مورد توجه
چیستی و چرایی گردشگری و فراغت پیوسته سؤالی است، که دانشجویان می پرسند این پرسش ها از زمانی آغاز شده که آموزش گردشگری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، چه به عنوان یک رشته مستقل و چه به صورت گرایشی وابسته به رشته های جغرافیا و با علوم اجتماعی، به ویژه در دوره های کارشناسی ارشد، رونق گرفته است. اما اوقات فراغت تنها به صورت درس یا دروسی در گروههای آموزشی مرتبط با گردشگری مورد بررسی قرار می گیرد. در افکار عمومی و مدیریت کشوری نیز، با شروع تعطیلات تابستانی مدارس و اینکه دانش آموزان، این تعطیلات و زمان فراغت خود را چگونه باید پر کنند، در رسانه ها به آن پرداخته میشود.
a) اوقات فراغت و گردشگری
اینکه سالانه بیش از ۹۲۰ میلیون نفر از جمعیت جهان به سفر می روند و بخشی از اوقات فراغت خود را در شکل سفرهای گردشگری می گذرانند سؤال های زیادی را به دنبال خود به همراه دارد، که اهم آنها عبارتند از و منشاء این حجم وسیع از سفرهای گردشگری از کجاست و کدام تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن را پشتیبانی می کند. و چه رابطه ای میان تحولات گذران اوقات فراغت و تحولات گردشگری وجود
دارد. آیا میان این دو می توان نوعی رابطه علت و معلولی برقرار کرد و مفهوم اوقات فراغت چیست و چه تفاوتی میان اوقات فراغت مولد و غیرمولد وجود دارد و آیا گردشگری نوعی از تحول فضایی و یا جغرافیایی همان اوقات فراغت است که انسان برای گذران آن از فضاهای بسته به فضاهای باز طبیعی، شهرها و روستاها روی می آورد. و آیا می توان گردشگری را نوعی از انکشاف فضایی فعالیتهای فراغتی بشمار آورد؟ و اگر چنین باشد، نقش فضای جغرافیای و سهم علم جغرافیا در تبیین اوقات فراغت و گردشگری در چه حد است. و اگر پاسخ سوال قبلی مثبت باشد، باید بتوان با قاطعیت از مفاهیمی چون جغرافیای گردشگری و جغرافیای گذران اوقات فراغت در ادبیات جغرافیایی جدید، سخن به میان آورد. و انسان تبلور طبیعت است و در ماهیت و عملکرد خود اصلی ترین شاخص حیات بر روی کره زمین، از همین روی وابستگی و دلبستگی زیادی به طبیعت دارد. پس اگر بخشی از گذران اوقات فراغت خود را به اشکال مختلف در عرصه های طبیعی و یا انسان ساخت مستقر در طبیعت می گذراند و از آن لذتی وافر می برد، کاری دقیقا منطبق با نیاز طبیعی خود انجام میدهد. گذران اوقات فراغت در شکل گردشگری یا اشکال دیگر آن نیاز فطری انسان هاست، و نه پدیده ای هدایت شده و برآمده از درون انقلاب صنعتی، آن چنانکه مقر زمینیها کوشش می کنند آن را توجیه کنند
و اوقات فراغت و آزاد حدود یک سوم عمر انسان را در برمی گیرد